تبليغاتX
گفتنی ها کم نیست -
نوشته های محسن فاتحی

                                 خفت؛ چراغ قرمز ؛ اسلحه

 " ما مي گوييم آزادی ما را سلب نکنيد و حقوق ‏شهروندی ما را طبق قانون به ما بدهيد. ما مي خواهيم با حرمت و کرامت ‏زندگی کنيم، زندگی ذلت بار برای ما ناگوار است و هر کس آن را مي خواهد ما به او تقديم مي کنيم."

مولوی عبدالحمید زاهدان  نماز عید فطر امسال

 " وقتی ایشان یک زمانی می خواستند بروند صبح ها به کوه، ماشین همراهشان می بایست ساعت 3 صبح که هیج ماشینی در خیابان نیست پشت چراغ قرمز بایستد... اگر آقا بفهمند چراغی را بیش از حد قرمز نگه داشته ایم تا ایشان عبور کنند تنبیه ما حتمی است... یک بار حضرت آقا تشریف برده بودند مازندران و به ایشان گزارش رسیده بود که ماموران من در آن سفر برای عبور ایشان با مردم بد برخورد کرده اند و آنها را هل داده اند و خلاصه مردم را آزار داده بودند. بعد از پایان سفر از دفترایشان مرا احضار کردند، سازمان قضایی و بعد به قید ضمانت آزاد شدم."

سردار رویانیان فرمانده پلیس راهنمایی و رانندگی ناجا 1 آبان 1387

 "ما از حاكميت ايران چيزى جز اين نمى خواهيم كه ما را شهروند اين كشور بداند... سني ها نمى توانند از عقايد و مذهب خويش دفاع كنند... من خود در كردستان فقط به اين جرم روانه زندان شدم كه مذهبم را تبليغ كردم ... مردم سنى مذهب در تهران پايتخت ايران بيش از نيم ميليون نفرند كه آنان از آغاز اين انقلاب تاكنون حتى نتوانسته اند يك مسجد را براى برگزارى شعائر خويش برپا کنند...عقل و دين به ما اين اجازه را مى دهند كه براى به دست آوردن حقوق مذهبى و ملى و به خاطر پاسدارى از هويت خويش در صورت بسته شدن همه راهها به جنگ و مبارزه به عنوان آخرين چاره روى آوريم...
ما چيزى جز اين نمى خواهيم كه به ما اجازه دهند زندگى سياسى آزادى را در سايه وجود دولتهايى سياسى داشته باشيم. در آن صورت خواهيد ديد كه اسلحه را به كنارى نهاده به زندگى سالم، آزاد و پاك سياسى روى مى آوريم."

عبدالمالک ریگی رهبر گروه شورشی جندالله 3 آبان 1387

1- درمیان تئوری های مربوط به رسانه ها تئوری وجود دارد به اسمAgenda Setting  نظریه پردازان این تئوری خیلی خلاصه و سر و گوش زده بر این باورند که رسانه ها به مردم نمی گویند فکر کنید بلکه می گویند به چه فکر کنید. از نگاه آنها حوزه عمومی ای که در آن دولت و شهروندان و رسانه ها بازیگران اصلی آن هستند فضایی ست که نقش آفرین واقعی آن رسانه ها هستند هر چند خود این حوزه برآفریده تعامل این عناصر با یک دیگر باشد. این تئوری پردازان به جد معتقدند که کارکرد "به چه اندیشی" رسانه ها آفریننده حقیقی واقعیت اجتماعی است.

2- خیلی ها در ایران معتقدند که چارچوب ذهنی جامعه ایرانی امری ست که برای بازتولید روزمره خویش در کشمکش هر روزه با رسانه ملی (رادیو و تلوزیون) به سر می برد. اما در حقیقت قدرت این رسانه در شکل بخشی واقعیت اجتماعی امری محدود است. مردم در تجربه هر روزه خود آموخته اند که آنچه تلوزیون می گوید لزوما درست و واقعیتی فراگیر نیست. صدا و سیما در قالب تنگ قوانین و ضوابطی رفتار می کند که برآیند خواست "نیروهای در قدرت" است و هدف غایی اش ابقاء این نیروها و بازآفرینی نقش آنها در سلسله مراتب قدرت است. پس مردم با به قول دکتر شریعتی "اشراق اجتماعی" خویش سره را از ناسره تشخیص می دهند و در برابر رسانه ملی حالت تدافعی می گیرند.

3- هر چند بخش هایی از این نظر غالب درست و محصول تجربه سیاسی "نیروهای بر قدرت" است اما این تمام واقعیت نمی تواند باشد. چرا که در این نگاه در برابر کارکرد "به چه اندیشی" تنها  کژکارکرد آن مورد توجه قرار گرفته است. یعنی مردم وقتی در برابر دستورالعمل "به این نکته بیندیشید" قرار می گیرند سعی می کنند اتفاقا به "آن نکته نیندیشند". اما آنچه از نظر می افتد کارکرد دیگری ست که من آن را "به چه اندیشی معکوس" می نامم.واقعیت اجتماعی در جامعه ایرانی برساخته نیروهای متضادی ست که رسانه ملی تنها یکی از آنهاست اما نقش این عامل بسیار مهم بیشتر از آن که خلق واقعیت باشد تثبیت واقعیتی ست که پیشتر نیروهای مسلط جامعه در برهم کنش خویش ساخته و پرداخته اند.

"به چه اندیشی معکوس" در این فرایند معنا می یابد. در واقع رسانه های ایران لزوما به مردم نمی گویند به چه بیندیشید تا آنها به آن نیندیشند بلکه با انتخاب گوشه ای کژ و ناقص از واقعیت اجتماعی به تخریب، قلب و واژگون سازی تمامیت واقعیت می پردازند. مردم به احتمال زیاد وقتی می شوند که رهبر جمهوری اسلامی پشت چراغ قرمز می ایستد تا به حقوق شهروندی آنها احترام بگذارد باور نمی کنند و با نیشخندی آن را تبلیغات رژیم می دانند. پس در برابر "به این نکته بیندیشید" ایستادگی می کنند و سعی می کنند آن را با ساختار ذهنی خودشان تفسیر کنند. اما دقیقا در همان لحظه ای که به این خبر نیشخند می زنند در فرایند " به چه اندیشی معکوس" درگیر شده اند. بدین معنا که فرصت اندیشیدن به دیگر جنبه های واقعیت اجتماعی را از دست می دهند و در عوض به واقعیاتی می اندیشند که در گزاره "رهبر از چراغ قرمز عبور نمی کند " پنهان است و اتفاقا بارها به اشکال گوناگون بیان شده است. مثلا تلفیق موفق دیکتاتوری و جامعه مدنی. اینکه رهبر جمهوری اسلامی در پایتخت کشور پشت چراغ قرمز می ایستد قطعا عناصری از فهم جامعه مدنی را در خود دارد ولو اینکه سرکوب و نقض آزادی های مدنی با اساس جمهوری اسلامی در هم پیچیده باشد.

فرایند به چه اندیشی معکوس در ساختار سلطه مانند عنکبوتی ست که آرام آرام گرد واقعیات پیشتر ساخته شده تار می تند و به تثبیت آنها کمک می کند. مردم می توانند در برابر هجمه آشکار رسانه ها مقاومت کنند و به باز خوانی پیام آنها بپردازند و یا حتی همانگونه که استوارت هال می گوید به جای "بازخوانی رهنمون شده" به "بازخوانی جایگزین" بپردازند اما نمی توانند مسیر بازسازی سلطه و تثبیت آن را سد کنند.

4- فرایند ایجاد، پرورش و تثبیت سلطه فرایند پیچیده و تو در توی ست. تمام کوشش نظام رسانه ای ایران در راستای این فرایند قابل ارزیابی ست. در حقیقت نقطه ثقل کوشش این نظام در تثبیت فرایند سلطه قرار دارد. سلطه ای که پیشتر در بر هم کنش سایر اجزای نظام سیاسی و اجتماعی ایجاد و پرورده شده است. اما تثبیت این امر برای نظام رسانه ای کار چندان سهل و آسانی نیست. در واقع قدرت و برد پیام این نظام و درگیر کردن مردم در به چه اندیشی معکوس، قدرتی محدود و منقطع است. بدین معنا که این نظام در جایی موفق عمل می کند که با کل یکپارچه ای روبرو باشد. در ساختار تقسیم قدرت جمهوری اسلامی تنها بخش های در قدرت از این حیث کل یکپارچه ای را تشکیل می دهند و سایر بخش های جامعه به صورت اجزای پراکنده ای در مداری حول این کل در چرخشند. در حقیقت هر چه از کانون یکپارچگی دور و به اجزای پراکنده نزدیک می شویم به همان اندازه فرایند "به چه اندیشی معکوس" ضعیف تر می شود. این فرایند اگر چه با دوری از پیرامون، قدرت خود را از دست می دهد اما هم چنان کارکرد خود را حفظ می کند. در این مرحله مهم ترین کارکرد آن از تثبیت فرایند سلطه به کاهش یکپارچگی عناصر پیرامونی تبدیل می شود. چرا که اگر عناصر پیرامونی در حول نیروی متمرکز کننده ای یکپارچه شوند کلیت فرایند از بین می رود. به همین خاطر عبدالمالک ریگی باید قاتل و آدم کش بماند تا مولوی عبدالحمید جزء پراکنده ای باشد حول مدار سلطه و رهبر جمهوری اسلامی ساعت 3 صبح پشت چراغ قرمز!   

 

نوشته شده توسط محسن فاتحی در ساعت  | لینک  |