پرچمی دیگر(1)
" بازگشت به خمینی ها " عنوان آخرین مقاله محمد قوچانی بود که درآخرین شماره هفته نامه شهروند امروز(هفته اول اسفند) به چاپ رسید. وی دراین نوشته جدا ازاشتباهات فاحشی که درمورد وضعیت سیاسی دو کشورهند و پاکستان مرتکب شده بود دامنه این اشتباه را تا تئوری پردازی درمورد وضعیت ایران کشانده بود و سرخوش از کشف راهبردی جدید درمسیر دموکراسی خواهی مردم ایران به همه اصلاح طلبان توصیه کرده بود به آقازاده ها بازگردند، البته با ذکر این قید که آقازاده ها جمهوری خواه باشند!
" اصلاحطلبان زماني پرچمدار مبارزه با آقازادهها در عرصه ثروتاندوزي بودند اكنون اما بايد پرچم ديگري در دست گرفت. پرچم دفاع از آقازادههايي كه مدافع آزادي و جمهوري هستند. به همان نسبت كه حضور آقازادهها در فعاليتهاي اقتصادي مفسدهآميز است حضور آنان در فعاليتهاي سياسي بركتآميز است تنها به شرط آنكه جمهوريخواه باشند."
"و ديگر اولترا اصلاحطلباني كه گمان ميكنند هرگونه همنامي در عالم سياست مخالف جمهوريخواهي است كه اصل را بر شايستگي فردي انسانها ميگذارد و نه ويژگيهاي خانوادگي افراد. اينان از ياد بردهاند كه اصليترين حاميان بزرگترين دموكراسي جهان؛ هندوستان، گانديها هستند و اصليترين حاميان بزرگترين دموكراسي جهان اسلام؛ پاكستان، بوتوها هستند و از ياد بردهاند كه چه بخواهيم و چه نخواهيم هنوز خانواده نهادي مهم در عرصه سياست است و آقازادهها (بخصوص اگر گاندي و بوتو باشند) ميتوانند جمهوريخواه باشند نه سلطنتطلب. (محمد قوچانی)
از میان کلمات این گونه پیداست که به زعم آقای قوچانی گاندی ها در کشورهندوستان؛ که بزرگترین دموکراسی جهان را اداره می کند، نقش پاسدار دموکراسی را ایفا می کنند و آنها آقازاده هایی هستند که نسب از مهاتما گاندی می برند. به این ترتیب ایشان به بازخوانی نقش حسن خمینی و آیت الله خمینی راه می برد. اما مشکل اینجاست که هندوستان را نمی توان با ایران به لحاظ مذهبی قیاس کرد و بر مبنای آن الگویی آفرید. پس پاکستان به عنوان بزرگترین دموکراسی جهان اسلام پیش کشیده می شود. پاکستانی که در آن بوتوها حامیان دموکراسی هستند.
1- ابتدا باید اشاره شود که میان گاندی های امروز فعال در عرصه سیاسی هند و مهاتما گاندی هیچ نسبت فامیلی وجود ندارد. درواقع اولین گاندی؛ ایندرا نهرو؛ دختر اولین نخست وزیر هند پس از استقلال ( جواهر لعل نهرو ) بود. وی چون با شخصی به نام فیروز گاندی ازدواج کرد، ایندرا گاندی نامیده شد.
پس از ترور وی بدست سیک ها (1984) پسرش راجیو گاندی نخست وزیر شد که او هم در 1991 توسط یکی از هواداران ببرهای تامیل ترور شد. پس از او همسر ایتالیایی الاصل اش سونیا گاندی وارد سیاست شد که اکنون رئیس پارلمان هند است. آخرین گاندی هم که چند ماه پیش رسما به دنیای سیاست معرفی شد راهول گاندی پسر راجیو و سونیا گاندی است.
پس گاندی های امروز دست کم به لحاظ نسبی با گاندی جی ارتباطی ندارند.
2- پاکستان نه تنها بزرگترین کشور اسلامی نیست بلکه حتی اعطای لقب پرافتخار! بزرگترین دموکراسی جهان اسلام زیبنده ی آن نمی تواند باشد. امروز بچه های دوره ابتدایی هم می دانند که بزرگترین کشور اسلامی اندونزی است با حکومتی دموکراتیک ( البته به سبک و سیاق خودش )
3- اما مهمترین مدعای نوشته ی مذکور نقش پراهمیت نهاد خانواده در سیاست است " چه بخواهیم و چه نخواهیم ."
بسیاری از جامعه شناسان بر نقش نهاد خانواده در عرصه سیاست انگشت گذاشته اند و از آن برای تقسیم بندی جوامع استفاده کرده ند.اصولا در کشورهای توسعه نیافته وابستگی افراد به نهادهای قدرت آنها را در موقعیتی ممتاز از سایر افراد جامعه قرار می دهد. در این کشورها ملاک شایستگی فرد از خلال روابطی تولید می شود که خود محصول نوعی عقلانیت ارزشی است. طبق نظر ماکس وبر آنچه در سیر عقلانیت غرب اتفاق افتاد، گذر از" عقلانیت معطوف به ارزش " به " عقلانیت معطوف به هدف " بود.
درواقع شکل گیری نهادهای مدرن در این جوامع معلول این گذر بود. عقلانی کردن تمام صور زندگی اجتماعی که به عقلانی شدن سیاسی و اقتصادی منتهی می شود آن چیزی ست که در کشورهای جهان سوم اتفاق نیفتاد. اصولا روابط دموکراتیک در سطح نظام سیاسی معلول روابط دموکراتیک در سطح نظام اجتماعی است و به تبع آن روابط غیردموکراتیک در سطح نظام اجتماعی به روابط غیردموکراتیک در سطح نظام سیاسی منجر می شود. پاکستان را در نظر بگیرید. کشوری که علی رغم اخذ حداقل سنت های دموکراتیک از هندوستان هنوز اسیر قبیله گرایی افراطی است. آصف علی زرداری همسر بی نظیر بوتو که احتمالا تا هفته بعد به عنوان نخست وزیر جدید پاکستان معرفی خواهد شد کسی است که معروف به رشوه و فساد اقتصادی است. وی 8 سال از عمر خود را در زندان بدلیل دو پرونده فساد اقتصادی و قتل مرتضی بوتو ( برادر بی نظیر بوتو ) گذرانده است و هم اکنون نیز پرونده یک ونیم میلیارد دلاری پول شویی در دادگاه های سوییس دارد. با وجود این وی بدلیل انتصاب به قبیله سرشناس زرداری ها و وارث حیثیت همسرش می تواند در مقام رئیس حزب مردم پاکستان ( پی پی پی ) ادعاهای دموکراتیک خود را به رخ پرویز مشرف بکشد ! آیا مردم پاکستان نمی دانند آقای ده درصدی ( آصف علی زرداری در دوران نخست وزیری بی نظیر بوتو دهه 80 و 90 بدلیل اینکه 10 درصد از مبلغ معاملات دولتی را مطالبه می کرد در نزد مردم معروف به آقای ده درصدی شده بود! ) ممکن است از کانال های صوری دموکراتیک صرفا در جهت منافع خود استفاده کند؟ آنها می دانند اما بازهم از پیروزی او خرسندند و در خیابان ها به رقص و شادی می پردازند چون اسیر همان چیزی هستند که به زعم آقای قوچانی دفاع از آقازاده های جمهوری خواه نامیده می شود! همان اندیشه ای که سالهاست در ایران نیز به آن تمکین می شود " حالا که پولم به جیب خودم نمی رود دست کم انتخاب کنم به جیب چه کسی برود !"
ادامه دارد....

